
سلام به همه دوستان به به عشقم که الان توی غم بزرگی افتاده.نمی دونم بایدچی بنوسیم.قرار بودهفته پیش برم پیش عشقم ولی بااومدن بابام همه چیزخراب شداین هفته مطمئن بودم که میرم ولی بازیه مشکلی دیگه پیش اومد.شوهرخاله عشقم تصادف کردن وفوت کرده دیروزبعدازظهرکه می خواستم به مریم زنگ بزنم خودش ازگوشی مامانش زنگ زدوگفت به خونه زنگ نزنی من هم علتش روپرسیدم اون هم یه هو زدزیر گریه اولش خیلی ترسیدم فکرکردم برای خودش یاخانوادش اتفاقی افتاده ولی اشتباه می کردم وسفرماهم دوباره کنسل شد.نمی دونم چراقسمت نمیشه بیام پیشت.من گفته بودم برای اینکه بخوام به یه چیزی برسم اولش بایدسختی بکشم بعدبه اون میرسم.درهرصورت بازم اشکال نداره چون مریم ازمنه وناراحتی اون مال منه وغم وغصش ازمن هم هست برای همین مریمم ازهمین جابهت تسلیت میگم امیدوارم غم آخرت باشه.خیلی دوست دارم گلم.غشه نخوری چون من حاضرنیستم یه قطره اشک ازچشمات بره پایین.کاش بودم تامی تونستم توی آغوشت بگیرم وباهات همدردی کنم.عاشقتم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت
نمي دانم چه کردي با دل من
که اين دل بي قرار بي قرار است
نمي دانم چه گفتي با نگاهت
که چشمانم چنين در انتظار است
فقط يک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت ديدن آن روي ماهت
تپش هاي دل من بي شمار است
براي من فقط يک لحظه زيباست
و آن هم لحظه ديدار يار است ...
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت

آسمون منو تو يه مدته سياه شده
گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده
اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج
اومده باز توي قلب من وتو خدا شده
اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت
حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده
اون دستا كه داده بوديم توي رويامون به هم
تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده
ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم
چرا حرف هامون مث تموم آدما شده
گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود
طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده
ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم
ما چه تقصيري داريم ...
ما چه تقصيري داريم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:36 موضوع | لینک ثابت
آسمونا پر ستاره همه فصلامون بهاره
روی هر بام و دیواری پر عکس یادگاری
کهکشونا پر ماهه خبرای خوش تو راهه
پشت هر پنجره گلدون خونه هامون پر مهمون
کلبه ها پر چراغه گلای شب بو تو باغه
ساحل دریا پر از نور غصه از قلبای ما دور
باغچه ها پر ترانه پر شعر عاشقانه
چمدونا پر سیبه وسوسه چه بی نصیبه
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:34 موضوع | لینک ثابت
بغضتو بشکن آروم بشین پیشم گریه کن
خسته نشو که اینجا آدما مهربون نیس
ستاره بختمون تو اوج کهکشون نیس
به خاطر من بمون به خاطرت می مونم
خودم ستارت می شم تو می شی آسمونم
با پر کشیدن تو چیزی عوض نمی شه
فقط یه غم می مونه تو قلب من همیشه
به خاطر من بخون صدات شبیه دریاس
لحن طلایی تو خودش برام یه دنیاس
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت
به نام سرفصل همیه نامه ها چه انهایی که نوشته شدند چه انهایی که سپد ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند یک سلام پر رنگ وچند تا نقطه چین....... به علامت جوابهایی که هرگز ندادی ویک دقیقه سکوت به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار دیدار تو مردند شاید که دلت نمی خواهد شاید هم دوستم نداری نه خودم نه عشقم ونه تمام گذشتهایی که به خاطر تو کرده ام این خدش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیلی هم خودش کلی دلیل است چه می شود کرد با تمام این حرفها دلی که عاشقش کردی هنوز هم عاشق است من همیشه وقتی دلم ازت می گیره برات نامه مینویسم وتو نامه هام وبعدش پارش می کنم وتموم اون ناراحتیامو واسه همیشه از یاد میبرم مبادا عشقمونو خراب کنه بعضی وقتا دلم خیلی می گیره به وسعت همیه دنیا نمی دونم چرا همه چیز با گذشت زمان عوض میشه یادش بخیر اون روزا یک ساعت ازم خبری نبود دلت به تاپ توپ می یفتاد یادش بخیر همه چیز قشنگ بو.د مطمن بودم که واسه داشتنم همه کاری می کنی برا همین دلمو سپردم بهت با اینکه می دونستم دارم تموم ایندمو روی دلم بنا می کنم روی یک عشق اما من این عشقو دوست داشتم ودارم من اشک ریختن به خاطر تو رو دوست داشتم از اینکه چشمام برا تو خیسن ناراحت نبودم سر سجاده دعام فقط برا تو وعشقمون بود به خاطرت از چشم خانوادم افتادم اما بازم داشتنت به همیه این چیزا می ارزید من عشق تو رو با دنیا عوض نکردم تموم چیزایی که می تونستم داشته باشمو به خاطر داشتن تو ازش دل بریدم چون تو بهترین داشتمی . به خاطرت تو چهره مامانم غمو تحمل کردم به خاطر درس نخوندنات وخوندنات دعا کردم برای تک تک امتحانات بیشتر از خودت استرس داشتم تو غمات بیشتر از خودت گریه کردم اما....................... مدتهاست که تو منو فراموش کردی ارش جان عشق تاوان داره باید حاضر باشی به خاطر عشقت از دنیات وخیلی چیزا بگذری اما تو نسبت به من وخواسته هام بی تفاوتی همیشه دارم به خودم می گم نه الان ازم دوره درست میشه همش دعا می کنم که روزی نیاد که بیام پیش مامانم وبگم مامان شما راست می گفتین عشق فقط یه خیال بود راستش یادته چند هفته پیش بهت گفتم بدجوری به پول نیاز دارم فکر نمی کردم اینقدر بی تفاوت از کنارم بگذری به خدای خودم قسم ازت پو.ل نمی گرفتم اما اگه بهم هزار تومن هم پیشنهاد کرده بودی حداقل می گفتم براش مهممم ارش من اگه پسر بودم وتو ازم کمک می خواستی تموم دنیا رو واسه کمک کردنت زیر و رو می کردم یا دیشب وقتی بهت گفتم من انتظار نداشتم بری برام پیدا کنی اما تو حتی زنگ نزدی به گوشی مامانم که حداقل دلم خوش باشه خیالت هست عشقت یه گوشه ای یه مشکلی براش پیش اومده از دستت خیلی ناراحت شدم اما بازم خودم بهت زنگ زدم وای خدا نمی دونم کاش همیه اینا اشتباه باشه وتو هم منو دوست داشته باشی حالا که دارم اینا رو می نویسم چشمام خیسه وگوشیمو خاموش کردم اما بازم دلم نمیاد دلم هواتو کرده هوای تو رو دوباره گوشیمو روشن می کنم سلعت دوازده وهفت دقیقست بهت تک می زنم باورم نمیشه گوشیت خاموشه یادمه اون روزا وقتی ازت دلخور بودم به این زودیا چشماتو رو هم نمی زاشتی وای خدا جونم دلم از کسی گرفته که می خوام براش بمیرم اشک تو چشام حلقه زد اما بازم چشمامو رو هم گذاشتم وبرای سلامتیت وعشقمون دعا کردم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت
یادش بخیر اولین اشنایمون تو پاییز یادش بخیر خشخش برگا زیر پامون یادش بخیر خنده های تو وقتی افتادم تو برگا یادش بخیر 
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت
شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا كردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم پس ازیك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را بروی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم نمی دانم كه چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی دانم كجا تا كی برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنكه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد ببین كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم و من در حالتی ما بین اشك و حسرتو تردید كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سردست و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت
دلتنگ لحظه های شاد!لبخندهای بی دلیل!وقتی تمام دلتنگیمون برای تعطیلی بووود!
صدای بچه ها!توی مدرسه!دعاها برای یه روز تعطیلی!
هیچی نبووود عذابت بده!هیچی نبود اذیتت کنه!
بزرگ شدیم خوشحال شدیم!
دیگه کم کم دلتنگیا هم بزرگ شد!
انقدر بزرگ که دست نیافتنی شد!
داره بارووون میاااد!نمیدونم خدا هم میخواد باهام همدردی کنه؟با ریتم اشکاای من صدای باروون و بووشو حس میکنم!
دااارم خفه میشم!دلم داد میخوااااد دوووست داارم برم تو کوووه،هیشکی نباااشه و صداااش کنم انقدر صداااش کنم تا خدا بیاااد پایین و بغلم کنه!گریه کنم!گریه کنه!بفهمم کسی بی چشم داشت دوووسم داره!
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت

سلام به خانومی گلم وبا همه اونایی که دارن نوشته های مارومی خونند.مریمم نوشته های خوشکلت روخوندم اگه می تونستم تاصبح بارها می خوندمشون چون اینقدرقشنگن که هرچندبارکه بخونم خستگی نداره.اول ازهمه بایدیه معذرت خواهی ازت بکنم چون بعدازمدت هاچشم انتظاری وتحمل دوری بازهم نتونستم بیام.ولی باورکن من هم مثل توناراحت شدم حتی بیشترازتو.اون روزاون قدرغصه خوردم که چشمام هم تنهام گذاشتند ودیگه نباریدن.امروزهمش به یادتوبودم به یاداینکه اگه اونجابویم کجابودیم وچقدرخوش میگذشت.خیلی ناراحت بودم که نتونستم بیام چون می دونستم که به هردومون خوش میگذره ولی وقتی شب شددیگه افسوس نخوردم چون یه روزبه این زودی تموم میشدوبازبه لحظه فراق نزدیک می شدیم.کاش وقتی باهم هستیم ساعت متوقف بشه کاش دیگه ازت جدانشم چون دیگه این بار فکرنکنم پاهام هم نای رفتم داشته باشند.می دونی گلم من توروخیلی دوست دارم حتی یه لحظه هم ازفکرت بیرون نمیرم ولی نمی دونم توهم منودوست داری یانه؟ناراحت نشومی دونم دوستم داری ولی شایدبه زبون؟چون اگه واثعادوستم داشتی مواظب خودت بودی وسرمانمی خوردی.ببین گلم سرماخوردگی الان خیلی فرق می کنه باسال پیش توروخدا اگه منو وزندگیمون رودوست داری بیشتر مواظب خودت باش.خوب دیگه بیشترازاین چشمات رودرد نمیارم.ودرآخر یه درخواست به اونایی که نوشته های مارومی خونند.ازتون می خوام برای مریمم دعاکنندکه سرماخوردگیشون زودخوب بشه.مریمم دوست دارم مواظب خودت باش.دوست دار همیشگیت آرش
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت
حلالم کن اگر دوری اگر دورم
اگر باگریه میخندم
حلالم کن که مجبورم
نگو عادت کنم بی تو 
که میدونی نمیتونم 
که میدونی نفسهامو
به دیدار تو مدیونم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها مثل همیشه اخر حرفم وحرف اخرم را با بغض می خورم در صفحه تقویم روزی به نام روز مبادا نیست ان روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما چه کسی می داند شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تونیستی................ ارشم منتظرت می مونم تا بیای ودستانم بوی تو را بگیرد
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت
سلام به همگی سلام به رو ماه گلم اونی که قد یه دنیا دوسش دارم مرسی بابت همیه نوشته ها ومطلبای خوشگلت می دونی تو شاهکاری مث همیشه می دونم ناراحتی اما غصه نخور هرچقدر هم که رسیدنمون به هم سخت باشه من وتو همو داریم واین همه چیزو راحت می کنه تازه مهم تر از اینا من شنیدم خدا قلبهای عاشقو خیلی دوست داره وهواشونو خیلی داره ارشم من تازه امروز فهمیدم چقدر عشق همه چیز رو قشنگ می کنه معنی عشق فقط این نیست که بهش بگی عاشقشی عشق یعنی وقتی اشک می ریزی قلب من از جا کنده میشه عشق یعنی تو خودت گریه کنی تا عشقتو بخندونی عشق از دست دادن شادی هاست به خاطر شادی های یکی دیگه ارشم من واقعا دوست دارم اگه نمی تونم شادت کنم اما مطمن باش همیشه کنارتم ونمی زارم تنهایی اشک بریزی یا اشکاتو پاک می کنم یا خودمم باهات گریه می کنم دوست دارم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 17:11 موضوع | لینک ثابت
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
و تپیدن را به خاطر تو
دوست دارم ...
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 1:18 موضوع | لینک ثابت
.jpg)
می دونی خیلی خوبه که یه نفر دوستت داشته باشه
خیلی خوبه که یه نفر باشه که سرت رو بذاری رو شونه هاش و زار بزنی
خیلی خوبه که از دردهات بگی ، دردهایی که مثل خوره داره روحت رو از بین می بره
خیلی خوبه که یه نفر باشه تا وقتیکه بهش فکر می کنی احساس نکنی تنهایی
یه نفر باشه که وقتی به چشمهاش نگاه می کنی دنیای گمشده ی آرامش تورو بهت برگردونه
یکی باشه که وقتی می خنده احساس کنی که تو هم شادی
یکی باشه که وقتی تو آغوششی ، وقتی دست می کشه روی موهات ،
وقتی باهات حرف میزنه دلت بخواد براش بمیری
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 0:29 موضوع | لینک ثابت

سلام به همه دوستان وبه خصوص مریم گلم که همیشه عاشقونه دوستش دارم.خیلی وقته نه من اومدم بنویسم ونه مریم گلم چون داریم درس می خونیم من برای کارشناسی وعشقم برای ارشد.برای همین دیربه دیرمیایم پای وبلاگ.بایدبگم که تموم زندگی وآینده من بستگی به همین قبول شده من داره.اگه قبول نشم همه چیز خراب میشه برای همین من هم می خونم تابتونم مریمم روخوشحال کنم ویه عمردرکنارش آروم بگیرم.واگه اگه قبول نشدم...بی خیال درموردش حرف نمی زنم چون می خوام قبول بشم.توی این مدت خداروشکردعوایی بین مارخ نداده ومثل همیشه عاشقونه هم دیگه رودوست داریم.ومن هم تاچندروزدیگه می خوام برم عشقم روببینم.برای اون روزکه دست گرمش روبگیرم لحظه شماری میکنم.الان چندین ماه که ندیدمش.کاش این بارهم همه چیزخوب پیش بره.کاش ازمن خوشش بیادومثل قبل منودوست داشته باشهوکاش بتونم کاری کنم که بهش خوش بگذره.کاش...!خوب دیگه بایدبرم همین اندازه هم غیرمجازنوشتم اگه مریمم بفهمه منو وکشه.مریمم خیلی خیلی دوست دارم.

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 5:20 موضوع | لینک ثابت
شنبه ها رو با نام تو آغاز میکنم
یکشنبه ها رو با یاد تو می گذرانم
دوشنبه ها رو با بوی تو می گذرانم
سه شنبه ها رو با خاطرات تو می گذرانم
چهارشنبه ها رو با مهر تو می گذرانم
پنجشنبه ها رو با عشق تو می گذرانم
جمعه ها را با فکر کردن به تو می گذرانم
هفته ها رو به عشق تو به پایان می رسانم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 10:32 موضوع | لینک ثابت
♥ღمی گویند هر چه عاشق از معشوق دور باشد باز هم دلش همراه اوست♥ღ 

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت
تو را من دوست میدارم
نه قدر آب دریاها
که روزی خشک گردند شوند بیچاره ماهیها ....
تو را من دوست میدارم
نه قدر غنچه و گلها
که روزی خشک گردند برآرند آهی از دلها ...
تو را من دوست میدارم
به قدر کهکشان و ماه انجمها
که جاویدان بماند عشق من تا بودن آنها ....

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت

وقتی تو هستی . آسمون پر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره
الهی نشکنه قلب من و تو
که هر کی عاشقه . قلبش بلوره
نگاهم کن . نگاهم با نگاهت قصه ها داره
نگاهم کن که چشمت قصه های آشنا داره
برای من تو خورشیدی . تو نوری
تو دریایی که سر تا پا غروری
بمون با من که قلب من نمیره
کنار تو دلم آروم بگیره
دلم افسانه ای جز عشق پاک ما نمیدونه
که تنها عشقه . اون افسانه خوبی که میمونه

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست 
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست 
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن 
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست 
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 11:39 موضوع | لینک ثابت
ای معنای انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست![]()
یک لحظه بایست ویک جمله بگو![]()
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟؟ ![]()

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت

معناي زنده بودن من با تو بودن است؛
نزديک ،دور
رها، اسير
دلتنگ، شاد
آن لحظه اي که بي تو سرآيد ،مرا مباد!
مفهوم مرگ من در راه سرافرازي تو،
در کنار تو مفهوم زندگي است.
معناي عشق نيزدر سرنوشت من با تو،
هميشه با تو وبراي تو زيستن...........
زندگی من ترکیب سادهایست از دو رنگ سیاه و سفید، سیاهیهایش از من است، سفیدیهایش از توست
زندگی من دو بخش بیشتر ندارد، روشنایی و تاریکی. روشناییهایش را تو هدیه کردی و تاریکیهایش شاهکارهای خودم هستند
زندگی من ساده است، تعریفش ساده است، توصیفش ساده است. زندگی من دو لحظه بیشتر ندارد، وقتی که تو را دوست دارم و وقتی که تو را خیلی دوست دارم، همین
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 11:18 موضوع | لینک ثابت
خدایـــــــــــا ! من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریائی خود نداری . من چون توئــــــــی دارم و تو چون خـــــود نداری
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت
بی تو من مثل یه شیشه
میشکنم با یه اشاره
تو چراغونیه شب هام
ندارم من یه ستاره
بی تو من کویر خشکم
پرم از حسرت بارون
خواب تو نرم ولطیفه
سهم من خواب پریشون
دل تنها و صبورم
هی بهونتو میگیره
اگه دستامو نگیری
دل من بی تو می میره
واسه من بی تو بهونه
واسه زندگی نمونده
ریشه ی گل های تو
غم تنهاییم سوزونده
بی تو من جونی ندارم
واسه لحظه ی رسیدن
کاشکی عاشقم بمونی
وادی از جنس پریدن
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام من آرش ازمشهد هستم 19سالمه و سال اول دانشگاه رشته عمران هستم. این وبلاگ به خاطر کسی ساختم که حاضرم تموم زندگیم رو بدم اون عشق منه تنها کسی که من رو دوست داره می خواستم اسمش رو هم بگم ولی شادراضی نباشه . ولی این کمترین کاری بود که می تونستم براش بکنم امیدوارم خوشش بیاد. عزیزم دوست دارم
فهرست اصلی
دوستان
صدای قلب ها
تریبون آزاد
ترانه سرای معاصر(همنفس)
میعادگاه عشق
پنجره ای به سوی عشق
مسافرتنهایی
تنها ترین تنها
تنهاترین عاشق
مسافرخسته
عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری
فریادهای بی صدا
mekebi93
فقط به خاطرتو
تاریکی چشم دیدن خوذش راهم ندارد
عاشقونه
هرشب ستاره ای......
عاشقانه(علی ومریم)
تنهامثل هیچ کس(مهناز)
سام وزهرا
عشق 10ساله
دیده ودلبر
دل تنگی های ما
شیده ی عشق
یه عاشقه دل سوخته
کلبه یاس
عشق جدید
شب نیلوفری
کلبه عشق
دلنوشته های بی نقاب
کلبه عاشقانه ی ما
غمگین تنها(سحر)
میلاد
عشق گم شده
آرام ولی ساکت
نجواي دوعاشق
نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY
آمار وبلاگ
تعداد بازديدهای اين وبلاگ:
FreeCod Fall Hafez