سلام به رو ماهت گلم نوشته هاتو دیدم بابت نوشته های نازت ممنون من اومدم چند خط برات بنویسم وبرم اما اون قد دلم برات تنگ شده وحرف دارم که نمی دونم کدومشو بگم اول از همه عید غدیر بهت تبریک می گم وبعدش خسته نباشی اقا مهندس می دونم استرس زیادی واسه این امتحان داشتی ومن هم پیشت نبودم اما قول میدم برایه امتحان فوقت پیشت باشم امیدوارم قبول بشی و بیشتر لز این منو تو انتظار نذاری اقایی نمی دونی چقد دلم می خواد خدا صدامو بشنوه که از ته دل بهش بگم کمکت کنه تا موفق بشی اقایی خواهش می کنم نامید نشو وبه تلاشت ادامه بده ارشم دوست دارم مراقب خودت باش انفولانزا نگیری تودیگه مال خودت نیستیا در ضمن اگه میشه برا منم دعا کن شاید دعاهای تو مستجاب بشن دوست دارم خداحافظ/ تمام دلم سهم توست تو هم مهربان باش با این دلم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 19:29 موضوع | لینک ثابت
آرزو دارم که آرزویت باشم تا هر دم مرا آرزو کنی
آرزو دارم غمت باشم تا هر روز مرا در سینه بفشاری و برایم گریه کنی آرزو دارم اشکت باشم تا در گونه هایت جریان داشته باشم آرزو دارم که پرنده ای باشم و تو با من باشی من یک خانه ی سنگی و تاریکم کاش تو بیایی و چراغم باشی آرزو دارم گوشه ای از دلت برای من بود ای زیباترینم.........
![]()

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته ما
اشک می ریزد
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 12:11 موضوع | لینک ثابت
دیگه باید چه کار کنم که بدونی دوستت دارم
خیال تو راحت میشه؛سر به بیابون بذارم
قید تموم دنیارو به خاطر چشات زدم
هر کاری گفتی کردم و هر جایی گفتی اومدم
دیوونگی اون اولا خیلی برام ساده نبود
اما حالا خیلی قشنگ راه جنون و بلدم
گفتی سرت پایین باشه به هیچکسی نگا نکن
اسم کسی بجز من و تو زندگیت صدا نکن
وقتی دسام تو دستته با کسی حتی دست نده
به خاطر یه احترام دست من و رها نکن
با اشک رنگ بارونم؛دریایی ساختم واسه تو
توی قمار سرنوشت؛هستیمو باختم واسه تو
نقاشی کردم خودمو کنار عکس ناز تو
تازه دیدم که خودمو فقط شناختم واسه تو
تو رویاهای صورتیم تو پادشاه من شدی
به آسمون نیازی نیست؛تو دیگه ماه من شدی
به هرجاکه خیره بشم؛هرجا نیگا کنم تویی
رو چشم من جا داری و رنگ نگاه من شدی
دیگه باید چه کار کنم که بدونی دوستت دارم
خیال تو راحت میشه؛سر به بیابون بذارم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت
سلام به مریم گلم که خیلی خیلی دوستش دارم.نمی دونم چی بگم اینقدربانوشته هات منوشرمنده کردی که دیگه حرفی برای گفتن ندارم.البته بعضی حرف هارونمیشه گفت مثل نمیشه گفت یه نفرروچقدردوست داری.نمیشه گفت چقدری دلت براش تنگ میشه به خصوص الان که گوشیت روخاموش کردی خیلی کم می تونم ازحالت باخبربشم.ولی اشکال نداره من حاضرم توخوب بشی دل تنگی هاموتحمل کنم.باورکن همش دعامی کنم که زودترخوب بشی ولی می دونم من نمیذام چون همش زنگ می زنم ولی بخدادلم برات تنگ میشه.مریمم من ازدستت ناراحت نیستم ولی اگه اینجوری راحت میشی باشه می بخشمت.من بدون تومیمیرم توتین روخوب می دونی پس هیچ وقت تنهام نذار.ممنون که اینقدردل نگرون منی.مریمم توهم مواظب خودت باش.دلم برای درآغوش گرفتنت یه ذره شده.مواظب خودت باش تاسرمانخوری عزیزم.خیلی خیلی حتی بالاترازدوست داشتن دوستت دارم وخواهم داشت.عاشق همیشگی تو آرش

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه سوم آذر 1388 ساعت 22:8 موضوع | لینک ثابت
اقایی خیلی خوشحالم که داری گوشی خوب می خری خیلی دلم می خواست من بتونم بهت گوشی بدم اما من حتی لایق نیستم تا بتونم خوشحالت کنتم امیدوارم خیلی خوشحال باشی وخنده از رو لبات پاک نشه ارشم مواظب خودت باش چند تا توصیه به اقایی خودم۱ / اقایی لباس بافتنی بپوش ۲ اقایی غذاهای گرم بخور ۳ اقایی پتو روی خودت بنداز دوست دارم امیدوارم پهلوت زود خوب بشه قربانت مریم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه سوم آذر 1388 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت
ارشم سلام نوشته هات مث همیشه مهشرن عین خودت وقلب مهربونت ارشم مریمت خیلی دلش گرفته چند شبیه که خواب به چشمام نمیاد دیشب تا ساعت دو اشک می ریختم می دونی من تازه فهمیدم چقدر خودخواهم ارشم این تویی که باید به من یه فرصت دیگه بدی قول میدم تموم خوبیاتو جبران کنم تو بهترینی هنوز که هنوزه وقتی از خیابانمون رد میشم عطر تو توش پیچیده خاطره قشنگ اومدنت به شهرمونو نمی تونم فراموش کنم دستهای گرمت واز همه مهمتر اغوش گرمت که با هیچ چیزی عوض شدنی نیست تو با تمام وجودت به من عشق میدی ومن بدترین ادم دنیام ارشم عسلم گلم مهربونم تو رو خدا به تموم دوستیمون قسمت میدم منو ببخشی منو ببخش که یادم میره هیچ کسی به اندازه تو تو دلم جا نمیشه هیچ کسی به اندازه تو واسم عزیز نیست بخدا قسم می خورم اگه یه لحظه نباشی می میرم تو رو خدا منو ببخش نذار هرشب با عذاب وجدان بخوابم ارشم منو ببخش بزار یه بار دیگه خدا هم منو ببخشه ارشم تمام خاطراتمون برام عین یه رویاست بخدا اگه منو ببخشی قسم می خورم دیگه از گل بهت پایین تر نگم می دونم دلتو شکستم ولی تو رو خدا ببخشین بهت بگم این چند روز هیچ کسی رو تو دانشگاه به خوش اندامی تو ندیدم تو ماهی ارش منو ببخش مطمن باش هیچ کسی مثل تو برام نیست واقعا دوست دارم بازم ببخشین
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه سوم آذر 1388 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت



خدا وصیت منو گوش بده نامم و بخون 
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
میسپرمش بهت میرم تمام تار و پودمو
یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو 
کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه شو
بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون
خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
خدا شاید این عشقی که من میگم و تو نشناسی
نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم
راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین کسم اونه
خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه
بمیرم واسه نگاهش گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش میگیره میگه ازمن بدش میاد
اما وقتی آروم میشه میبینم من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیاش از اول چشممو گرفت



نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 20:51 موضوع | لینک ثابت
تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
مگه میشه از تو برید و دل کند
بگو می خوام تا ابد مال تو باشم
از کسی نیست که نشونی تو رو نگیرم
به تو روزی می رسم من،که بمیرم
هنوز هم جای دو دستات خالی مونده
تا قیامت توی دستای حقیرم
خاک هر جاده نشسته روی دوشم
کی میاد روزی که با تو روبرو شم
من که از اول قصه گفته بودم
غیر تو با سایه هم نمی جوشم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت

سلام گلم سلام به خانومی خشکلم که دلم می خواد اون باشه ودنیام نباشه.چون مریمم دنیای منه.من می خواستم خیلی وقت پیش بنویسم ازخاطرات سفرازحرفات ازهمه چیز ولی نیومدم چون می خوام همیشه برات خوب بنویسم.مریمم این چندروزکه اومدم خیلی بهم خوش گذشت حتی بهترازگذشته خیلی خشکل شده بودی گلم خوش به حالت ولی من اونجورکه می خواستی نبودم.وخودم هم قبول دارم اگه من ازحرفات ناراحت نشدم چون بهت حق می دادم شایداگه منم جای توبودم همین کارومی کردم.نمی دونم ولی من خیلی دوست دارم بخدادوست دارم اونی باشم که می خوای نه اینکه چندین بارتکرار کنی تواونی که من می خوام نیستی.این حرفت آتیشم زد گر گرفته بودم واحساس سردی می کردم.نمی دونم چه حالی بود.همون جاباخودم گفتم کاش نمیومدم تانظرش عوض نمی شد.ولی دیگه اومده بودم چون دلم برای دیدن پرمی کشید.نمی تونستم دوریت روتحمل کنم.مریمم ببخشد توروپیش مامانت شرمنده کردم.من خودم هم شرمنده شدم.حرف دل مامانت رو می تونستم ازتوی چشماشون بخونم.مریمم بازم میگم اگه نمی تونی دوستم داشته باشی اگه می دونی که بامن خوشبخت نمیشی حاضرم ازعشق خودم بگذرم تاتوخوشبخت بشی تاتوخوشحال بشی.من خیلی دوست دارم تو اینقدرمهربون بودی که یه فرصت دیگه بهم دادی ومطمئن باش پشیمونت نمی کنم.به همه قولام عمل می کنم.مریمم خیلی دوست دارم عاشقتم.هیچ وقت خاطره هایی که باهم بودیم روفراموش نمی کنم.به خاطرهدیه هات خیلی ممنون.ممنون که اومدی برام نوشتی.

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت
ارش جان دلم میخواد گوشیمو بازم از مامان بگیرم اما فک کنم هم به نفع توست هم به نفع خودم اقایی بیا کمی بزرگ بشیم ویاد بگیریم عشق بزرگ وخدایی داشته باشیم ارش جان خواهش می کنم بخون منم می خونم چون تودوست داری خانومت وکیل خوبی باشه ومن نمی خوام ارزوهاتو خراب کنم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی
گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)
-سرمو اینداختم پایین-گفتم:آره
گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش
گفتی:ببخشم؟
گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری
گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟
تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم
گفتم:فقط شرمندتم
گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟
گفتم:آخه تنهام
گفتی:پس من چی رفیق؟
من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت
من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن
اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو
من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،
همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی
اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم
دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم
گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم
گفتم دوست دارم…
گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی
بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی
یک کلام،خدا تو بهترینی
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 11:56 موضوع | لینک ثابت
سلام گلم خیلی وقت پیش باید برات می نوشتم اما فرصت نمی شد ارش جان دلم از خودم گرفته می دونم ادم بدی هستم اما تو بهم یاد بده خوب باشم می دونی وقتی یادم به حرفام میاد خجالت می کشم ارش جان منو ببخش اگه با حرفام لب زاینده رود دلتو شکستم اول از تو دوم از خدا می خوام بهم قدرت بده تا معنای واقعی عشقو درک کنم من هنوز یاد نگرفته ام که برای عشق باید گذشت داشته باشم منو ببخش تو خیلی خوبی اما بیا بهتر باشیم بیا یاد بگیریم عاشقای واقعی باشیم تو بهم گفتی حاضری به خاطر شادی من منو فراموش کنی خوشبحالت چقدر عشقت قشنگه می خوام یاد بگیرم درست عاشق باشم برام دعا کن وقتی تمام راه برگشت دنبالم اومدی حس کردم تمام دنیا تو اون لحظه مال منه دلم می خواست همیه لحظه ها متوقف بشن ارش جان امیوارم به قولات وفا کنی وبرام دعا کنی تا انقدرخودخواه نباشم منو ببخش اقایی ببخش
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت
ارشم سلام خیلی دلم برای روزهای خوب تنگ شده روزهای با تو بودن از اینکه داری میای خیلی خوشحالم امیذوارم یکمم به فکر خانومت باشی خانومیت دیگه خسته شده از این همه دوری دلم می خواد همه چیز درست بشه ارشم خیلی دلم می خواد با هات دردو دل کنم دلم می خواد بهت بگم چقد دلم گرفته چقد از این روزهای تکمراری ادمای سرد وپوشالی که هرروز بیخیال هم از کنار همئ رد میشن خسته شدم چقدر دلم واسه خوبیا وخنده تنگ شده دوست دارم گلم منو ببخش اگه گاهی با حرفام دلتو می شگنم دوست دارم امیدوارم بتونم بهت تکیه کنم چون واقعا بهت نیاز دارم عشقم بازم خوشحالم که میای تو رو خدا کمی بیشتر مهربان باش کمی بیشتر هوای دلم را داشته باش که این روزها عجیب هوای دلم ابریست بدون که خیلی دوست دارم بعضی وقتا دلم می خواد بشینم کنارت وبرات کلی دردو دل کنم اما نمی دونم چرا حرفهایم بی صداست پس بی صدا می گویم که هزاران حرف ناگفته با تو دارم عسلم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت
خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است
حفظ حالات من و طعنه ی آنان سخت است
لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را
در دل ابر نگهداری باران سخت است
کشتی کوچک من هر چه که محکم باشد
جستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است
ساده عاشق شده ام ساده تر از آن رسوا
شهره شهر شدن با تو چه آسان سخت است
ای که از کوچه ی ما می گذری معشوقه
بی محلی سر این کوچه دو چندان سخت است
زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید
فن تشخیص نم از چهره گریان سخت است
کوچه مهر سر نبش کماکان باران
دیدن حجله ی من اول آبان سخت است
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 19:5 موضوع | لینک ثابت

سلام به همه دوستان به به عشقم که الان توی غم بزرگی افتاده.نمی دونم بایدچی بنوسیم.قرار بودهفته پیش برم پیش عشقم ولی بااومدن بابام همه چیزخراب شداین هفته مطمئن بودم که میرم ولی بازیه مشکلی دیگه پیش اومد.شوهرخاله عشقم تصادف کردن وفوت کرده دیروزبعدازظهرکه می خواستم به مریم زنگ بزنم خودش ازگوشی مامانش زنگ زدوگفت به خونه زنگ نزنی من هم علتش روپرسیدم اون هم یه هو زدزیر گریه اولش خیلی ترسیدم فکرکردم برای خودش یاخانوادش اتفاقی افتاده ولی اشتباه می کردم وسفرماهم دوباره کنسل شد.نمی دونم چراقسمت نمیشه بیام پیشت.من گفته بودم برای اینکه بخوام به یه چیزی برسم اولش بایدسختی بکشم بعدبه اون میرسم.درهرصورت بازم اشکال نداره چون مریم ازمنه وناراحتی اون مال منه وغم وغصش ازمن هم هست برای همین مریمم ازهمین جابهت تسلیت میگم امیدوارم غم آخرت باشه.خیلی دوست دارم گلم.غشه نخوری چون من حاضرنیستم یه قطره اشک ازچشمات بره پایین.کاش بودم تامی تونستم توی آغوشت بگیرم وباهات همدردی کنم.عاشقتم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت
نمي دانم چه کردي با دل من
که اين دل بي قرار بي قرار است
نمي دانم چه گفتي با نگاهت
که چشمانم چنين در انتظار است
فقط يک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت ديدن آن روي ماهت
تپش هاي دل من بي شمار است
براي من فقط يک لحظه زيباست
و آن هم لحظه ديدار يار است ...
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت

آسمون منو تو يه مدته سياه شده
گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده
اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج
اومده باز توي قلب من وتو خدا شده
اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت
حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده
اون دستا كه داده بوديم توي رويامون به هم
تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده
ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم
چرا حرف هامون مث تموم آدما شده
گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود
طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده
ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم
ما چه تقصيري داريم ...
ما چه تقصيري داريم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:36 موضوع | لینک ثابت
آسمونا پر ستاره همه فصلامون بهاره
روی هر بام و دیواری پر عکس یادگاری
کهکشونا پر ماهه خبرای خوش تو راهه
پشت هر پنجره گلدون خونه هامون پر مهمون
کلبه ها پر چراغه گلای شب بو تو باغه
ساحل دریا پر از نور غصه از قلبای ما دور
باغچه ها پر ترانه پر شعر عاشقانه
چمدونا پر سیبه وسوسه چه بی نصیبه
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:34 موضوع | لینک ثابت
بغضتو بشکن آروم بشین پیشم گریه کن
خسته نشو که اینجا آدما مهربون نیس
ستاره بختمون تو اوج کهکشون نیس
به خاطر من بمون به خاطرت می مونم
خودم ستارت می شم تو می شی آسمونم
با پر کشیدن تو چیزی عوض نمی شه
فقط یه غم می مونه تو قلب من همیشه
به خاطر من بخون صدات شبیه دریاس
لحن طلایی تو خودش برام یه دنیاس
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت
به نام سرفصل همیه نامه ها چه انهایی که نوشته شدند چه انهایی که سپد ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند یک سلام پر رنگ وچند تا نقطه چین....... به علامت جوابهایی که هرگز ندادی ویک دقیقه سکوت به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار دیدار تو مردند شاید که دلت نمی خواهد شاید هم دوستم نداری نه خودم نه عشقم ونه تمام گذشتهایی که به خاطر تو کرده ام این خدش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیلی هم خودش کلی دلیل است چه می شود کرد با تمام این حرفها دلی که عاشقش کردی هنوز هم عاشق است من همیشه وقتی دلم ازت می گیره برات نامه مینویسم وتو نامه هام وبعدش پارش می کنم وتموم اون ناراحتیامو واسه همیشه از یاد میبرم مبادا عشقمونو خراب کنه بعضی وقتا دلم خیلی می گیره به وسعت همیه دنیا نمی دونم چرا همه چیز با گذشت زمان عوض میشه یادش بخیر اون روزا یک ساعت ازم خبری نبود دلت به تاپ توپ می یفتاد یادش بخیر همه چیز قشنگ بو.د مطمن بودم که واسه داشتنم همه کاری می کنی برا همین دلمو سپردم بهت با اینکه می دونستم دارم تموم ایندمو روی دلم بنا می کنم روی یک عشق اما من این عشقو دوست داشتم ودارم من اشک ریختن به خاطر تو رو دوست داشتم از اینکه چشمام برا تو خیسن ناراحت نبودم سر سجاده دعام فقط برا تو وعشقمون بود به خاطرت از چشم خانوادم افتادم اما بازم داشتنت به همیه این چیزا می ارزید من عشق تو رو با دنیا عوض نکردم تموم چیزایی که می تونستم داشته باشمو به خاطر داشتن تو ازش دل بریدم چون تو بهترین داشتمی . به خاطرت تو چهره مامانم غمو تحمل کردم به خاطر درس نخوندنات وخوندنات دعا کردم برای تک تک امتحانات بیشتر از خودت استرس داشتم تو غمات بیشتر از خودت گریه کردم اما....................... مدتهاست که تو منو فراموش کردی ارش جان عشق تاوان داره باید حاضر باشی به خاطر عشقت از دنیات وخیلی چیزا بگذری اما تو نسبت به من وخواسته هام بی تفاوتی همیشه دارم به خودم می گم نه الان ازم دوره درست میشه همش دعا می کنم که روزی نیاد که بیام پیش مامانم وبگم مامان شما راست می گفتین عشق فقط یه خیال بود راستش یادته چند هفته پیش بهت گفتم بدجوری به پول نیاز دارم فکر نمی کردم اینقدر بی تفاوت از کنارم بگذری به خدای خودم قسم ازت پو.ل نمی گرفتم اما اگه بهم هزار تومن هم پیشنهاد کرده بودی حداقل می گفتم براش مهممم ارش من اگه پسر بودم وتو ازم کمک می خواستی تموم دنیا رو واسه کمک کردنت زیر و رو می کردم یا دیشب وقتی بهت گفتم من انتظار نداشتم بری برام پیدا کنی اما تو حتی زنگ نزدی به گوشی مامانم که حداقل دلم خوش باشه خیالت هست عشقت یه گوشه ای یه مشکلی براش پیش اومده از دستت خیلی ناراحت شدم اما بازم خودم بهت زنگ زدم وای خدا نمی دونم کاش همیه اینا اشتباه باشه وتو هم منو دوست داشته باشی حالا که دارم اینا رو می نویسم چشمام خیسه وگوشیمو خاموش کردم اما بازم دلم نمیاد دلم هواتو کرده هوای تو رو دوباره گوشیمو روشن می کنم سلعت دوازده وهفت دقیقست بهت تک می زنم باورم نمیشه گوشیت خاموشه یادمه اون روزا وقتی ازت دلخور بودم به این زودیا چشماتو رو هم نمی زاشتی وای خدا جونم دلم از کسی گرفته که می خوام براش بمیرم اشک تو چشام حلقه زد اما بازم چشمامو رو هم گذاشتم وبرای سلامتیت وعشقمون دعا کردم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت
یادش بخیر اولین اشنایمون تو پاییز یادش بخیر خشخش برگا زیر پامون یادش بخیر خنده های تو وقتی افتادم تو برگا یادش بخیر 
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت
شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا كردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم پس ازیك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را بروی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم نمی دانم كه چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی دانم كجا تا كی برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنكه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد ببین كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم و من در حالتی ما بین اشك و حسرتو تردید كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سردست و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم

نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت
دلتنگ لحظه های شاد!لبخندهای بی دلیل!وقتی تمام دلتنگیمون برای تعطیلی بووود!
صدای بچه ها!توی مدرسه!دعاها برای یه روز تعطیلی!
هیچی نبووود عذابت بده!هیچی نبود اذیتت کنه!
بزرگ شدیم خوشحال شدیم!
دیگه کم کم دلتنگیا هم بزرگ شد!
انقدر بزرگ که دست نیافتنی شد!
داره بارووون میاااد!نمیدونم خدا هم میخواد باهام همدردی کنه؟با ریتم اشکاای من صدای باروون و بووشو حس میکنم!
دااارم خفه میشم!دلم داد میخوااااد دوووست داارم برم تو کوووه،هیشکی نباااشه و صداااش کنم انقدر صداااش کنم تا خدا بیاااد پایین و بغلم کنه!گریه کنم!گریه کنه!بفهمم کسی بی چشم داشت دوووسم داره!
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت

سلام به خانومی گلم وبا همه اونایی که دارن نوشته های مارومی خونند.مریمم نوشته های خوشکلت روخوندم اگه می تونستم تاصبح بارها می خوندمشون چون اینقدرقشنگن که هرچندبارکه بخونم خستگی نداره.اول ازهمه بایدیه معذرت خواهی ازت بکنم چون بعدازمدت هاچشم انتظاری وتحمل دوری بازهم نتونستم بیام.ولی باورکن من هم مثل توناراحت شدم حتی بیشترازتو.اون روزاون قدرغصه خوردم که چشمام هم تنهام گذاشتند ودیگه نباریدن.امروزهمش به یادتوبودم به یاداینکه اگه اونجابویم کجابودیم وچقدرخوش میگذشت.خیلی ناراحت بودم که نتونستم بیام چون می دونستم که به هردومون خوش میگذره ولی وقتی شب شددیگه افسوس نخوردم چون یه روزبه این زودی تموم میشدوبازبه لحظه فراق نزدیک می شدیم.کاش وقتی باهم هستیم ساعت متوقف بشه کاش دیگه ازت جدانشم چون دیگه این بار فکرنکنم پاهام هم نای رفتم داشته باشند.می دونی گلم من توروخیلی دوست دارم حتی یه لحظه هم ازفکرت بیرون نمیرم ولی نمی دونم توهم منودوست داری یانه؟ناراحت نشومی دونم دوستم داری ولی شایدبه زبون؟چون اگه واثعادوستم داشتی مواظب خودت بودی وسرمانمی خوردی.ببین گلم سرماخوردگی الان خیلی فرق می کنه باسال پیش توروخدا اگه منو وزندگیمون رودوست داری بیشتر مواظب خودت باش.خوب دیگه بیشترازاین چشمات رودرد نمیارم.ودرآخر یه درخواست به اونایی که نوشته های مارومی خونند.ازتون می خوام برای مریمم دعاکنندکه سرماخوردگیشون زودخوب بشه.مریمم دوست دارم مواظب خودت باش.دوست دار همیشگیت آرش
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت
حلالم کن اگر دوری اگر دورم
اگر باگریه میخندم
حلالم کن که مجبورم
نگو عادت کنم بی تو 
که میدونی نمیتونم 
که میدونی نفسهامو
به دیدار تو مدیونم
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها مثل همیشه اخر حرفم وحرف اخرم را با بغض می خورم در صفحه تقویم روزی به نام روز مبادا نیست ان روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما چه کسی می داند شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تونیستی................ ارشم منتظرت می مونم تا بیای ودستانم بوی تو را بگیرد
نوشته شده توسط آرش ومریم جونم در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام من آرش ازمشهد هستم 19سالمه و سال اول دانشگاه رشته عمران هستم. این وبلاگ به خاطر کسی ساختم که حاضرم تموم زندگیم رو بدم اون عشق منه تنها کسی که من رو دوست داره می خواستم اسمش رو هم بگم ولی شادراضی نباشه . ولی این کمترین کاری بود که می تونستم براش بکنم امیدوارم خوشش بیاد. عزیزم دوست دارم
فهرست اصلی
دوستان
صدای قلب ها
تریبون آزاد
ترانه سرای معاصر(همنفس)
میعادگاه عشق
پنجره ای به سوی عشق
مسافرتنهایی
تنها ترین تنها
تنهاترین عاشق
مسافرخسته
عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری
فریادهای بی صدا
mekebi93
فقط به خاطرتو
تاریکی چشم دیدن خوذش راهم ندارد
عاشقونه
هرشب ستاره ای......
عاشقانه(علی ومریم)
تنهامثل هیچ کس(مهناز)
سام وزهرا
عشق 10ساله
دیده ودلبر
دل تنگی های ما
شیده ی عشق
یه عاشقه دل سوخته
کلبه یاس
عشق جدید
شب نیلوفری
کلبه عشق
دلنوشته های بی نقاب
کلبه عاشقانه ی ما
غمگین تنها(سحر)
میلاد
عشق گم شده
آرام ولی ساکت
نجواي دوعاشق
نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY
آمار وبلاگ
تعداد بازديدهای اين وبلاگ:
FreeCod Fall Hafez